گروهی از میلیاردرهای پولدار و فناوری پیشرفته وجود دارند که فکر میکنند حق دارند زمینهای کشاورزی و جوامع روستایی آمریکا را به قلمرو شخصی خود از "مراکز داده" غارتگر AI Agent تبدیل کنند. اما اخیراً یک کتابفروشی کوچک در تالسا، اوکلاهما، این نخبگان متکبر را در آسیبپذیرترین نقطهشان هدف قرار داد: استخوان خندهدار.
مجیک سیتی بوکس تابلویی نصب کرد که در اینترنت منتشر شد و حاکمان احمق را مسخره کرد:
از اینها حمایت کنید
مراکز داده
مدارس
کتابخانهها
کتابفروشیها
با این حال، با تکبر، شرکتهایی مانند آمازون، گوگل و متا تریلیونها دلار برای ایجاد نظم اجتماعی جدیدی که توسط رباتهای فوقالعاده هوشمند مدیریت میشود، سرمایهگذاری میکنند. با این حال، این طرح نیاز دارد که آنها مقادیر عظیمی از زمین، آب و انرژی روستایی را برای ساخت و اداره امپراتوریهای اورولی خود منحرف کنند. با این حال، میلیاردرها در حالی که از دود غرور خود نفس میکشند، واقعاً فرض کرده بودند که مردم محلی از این دنیای شگفتانگیز رباتها استقبال خواهند کرد.
فرض بدی بود. حتی در سنگرهای حکومت جمهوریخواهان روستایی، اکثریت میگویند: "اوه... مطلقاً نه!" در واقع، حداقل 48 مرکز داده در سال گذشته توسط مخالفت هماهنگ محلی متوقف شدند و خشم عمومی تا حد زیادی توسعهدهندگان مرکز داده را از ایلینوی، میشیگان، اورگان و ویسکانسین بیرون رانده است. در تگزاس، فرماندار فاسد گرگ ابوت آشکارا پول AI Agent را برای فشار دادن مراکز داده میگیرد، اما شهرستانهای روستایی آنها را رد میکنند -- و حزب جمهوریخواه افراطی راست ایالت اکنون رأی داده است که با ساخت تعداد بیشتری از آنها مخالفت کند.
حتی مدیران مالی وال استریت چشمک میزنند، زیرا شک فزایندهای وجود دارد که سرمایهگذاران بتوانند پول خود را پس بگیرند. آنچه اتفاق میافتد این است که کلاهبرداران میلیاردر به طور مستقیم با اعتقاد سیاسی محکم برخورد کردهاند که مردم باید سرنوشت مشترک ما را تصمیم بگیرند، نه تعداد انگشتشماری از کلاهبرداران فناوری.
مشکل اصلی "نوابغ" میلیاردر امروزی این است: آنها احمق هستند
"عقب بایستید"، میلیاردرهای فناوری دره سیلیکون فریاد میزنند، "نوابغ در حال کار هستند!"
البته آنها به خودشان اشاره میکنند و از مقامات دولتی، کشاورزان، شهرها، محیطزیستگرایان و همه دیگران میخواهند که از سر راه آنها کنار بروند تا مراکز داده عظیم AI Agent خود را بر آمریکای روستایی تحمیل کنند. آنها فریاد میزنند: "پول بزرگ و مغزهای بزرگ ما طبیعت را بازسازی کرده و ثروت شگفتانگیزی تولید خواهند کرد."
آیا قبلاً این را نشنیدهایم؟ بله... و از همین متعصبان فوقالعاده ثروتمند. فقط یک دهه پیش، آنها اعلام کردند که قصد دارند کشاورزی زمینهای کشاورزی را با یک شگفتی فناوری که آن را "مزارع عمودی" نامیدند، جایگزین کنند. بله، به جای تکیه بر چیزهای طبیعی و آشفته مانند خاک، غذا از این پس در سینیهای پلاستیکی بهداشتی که تا سقف انبارهای کارخانهای بدون پنجره که توسط شبکههای کامپیوتری کنترل میشوند، روی هم چیده شده، تولید میشد. سرمایهگذاران بزرگ فناوری مانند جف بزوس، والمارت و سافتبانک ژاپن صدها میلیارد دلار در "بازآفرینی" کشاورزی خود سرمایهگذاری کردند.
اما آنچه نوابغ واقعاً تولید کردند، محصول فراوان ورشکستگی بود، زیرا برادران فناوری چیزی درباره کشاورزی نمیدانستند. مطمئناً، جابجایی طبیعت به معنای صرفهجویی در پول برای شخم زدن خاک و تغذیه خوکها بود. با این حال، این هزینهها در مقایسه با انبوه سرمایه مورد نیاز برای پرداخت هزینههای همیشه در حال افزایش زیرساخت شرکتی، کامپیوترها، خدمات عمومی، حقوق مدیران، سربار اداری... و خود سرمایه، هیچ هستند.
بدتر از آن، شرکتهای بیسرنخ با تعجب کشف کردند که مصرفکنندگان در واقع انگیزهای برای خرید یک کاهو ندارند فقط به این دلیل که "به صورت عمودی کشت شده" است. بنابراین، با هزینههای گزاف و جذابیت صفر بازار، انقلاب کشاورزی نوابغ فناوری شکست خورد.
بیایید همه ما این را به یاد بیاوریم که اکنون بزوس و گروه میلیاردرش اصرار دارند که باید آنها را به دنیای نوین شجاع هوش مصنوعی دنبال کنیم.
