نوشته Josue Raphael J. Cortez
زمانی که فیلیپین در ژانویه به طور رسمی ریاست آسهآن را بر عهده گرفت، سه هدف فراستونی را که در طول سال به دنبال تحقق آنهاست رونمایی کرد — لنگرهای امنیتی، دالانهای رونق، و توانمندسازی مردم. بیشک، همه اینها نه تنها با ستونهای منطقهای تشکیلدهنده جامعه آسهآن، بلکه با ستونهای سیاست خارجی خود مانیل نیز همسو هستند. این واقعیت که این مسیرها به گونهای استراتژیک طراحی شدهاند تا این بلوک را در پاسخ به نیازهای زمانه تواناتر کنند، میزبانی این کشور را بیش از پیش مورد انتظار قرار داده بود.
اما اوضاع به تدریج تغییر کرد، زمانی که تنشهای مسلحانه میان آمریکا، اسرائیل و ایران آشکار شد. این درگیری یکماهه که در حال حاضر با آتشبسی با دوام نامعلوم متوقف شده، به نظر میرسد هم چشمانداز ژئوپلیتیک و هم ژئواکونومیک را تغییر داده است. تغییرات ناگهانی در نحوه عملکرد ما، مشابه آنچه در میانه پاندمی جهانی رخ داد، به وقوع پیوست.
از این رو، تعادلبخشی مجدد به اولویتهای آسهآن نیز باید فوری انجام میشد. صدها نشست مقدماتی که قرار بود در نقاط مختلف فیلیپین برگزار شود، ناگزیر به شکل مجازی برگزار شد تا بتوان هزینههای روزافزون سوخت و بحران قریبالوقوع انرژی را مدیریت کرد. امنیت کشتیرانی و پرواز نیز باید مورد توجه قرار میگرفت، چرا که حملات امروزی هم غیرقابل پیشبینی و هم فاجعهبار هستند.
تغییرات ناگهانی در اولویتها و مذاکرات در سطح منطقهای با برداشتهای متفاوتی روبرو شد. برخی اذعان داشتند که این راهی است برای نشان دادن پاسخگویی و چابکی این بلوک در برابر روندهایی که نیازمند اقدام جمعی هستند، در حالی که برخی دیگر آن را چرخشی میدانستند که تلاشهای منطقهای برای رسیدگی به مسائل دیرینه را تضعیف میکند، از جمله سند الزامآور مدتهاست منتظر آن در دریای جنوبی چین — که از جمله کانونهای اصلی تنش در جهان امروز است.
اما از منظری روشنتر، تصمیم این بلوک — با فیلیپین به عنوان هدایتگر اصلی گفتگوهای منطقهای در این سال — برای تنظیم مجدد ترتیب مذاکرات در پرتو شرایط اخیر، از سه حوزه اولویتی که مانیل در ابتدای سال مطرح کرده بود منحرف نمیشود. بلکه میتوان آن را تغییر تمرکز به مسائلی دانست که در صورت نادیده گرفتن، تأثیر بیشتری بر ثبات و نظم منطقهای خواهند داشت. چالشهای عصر ما که باید به آنها پاسخ دهیم، از سوی دیگر، به سازمان ۱۱ عضوی اجازه داد تلاشهای خود برای یکپارچهسازی اقتصادها و تصمیمگیری را بیشتر تشدید کند. این چیزی است که بدون وجود خطرات و تهدیدات نمیتوانست اتفاق بیفتد. در واقع، همیشه بخش جداییناپذیر ماهیت آسهآن بوده که در زمانهای بحران، هرچه بیشتر به هم نزدیکتر کار کند.
هرچند چنین ماهیت یا گرایشی در دینامیکهای منطقهای میتواند به عنوان ضعف تلقی شود، احتمال زیادی وجود دارد که رویدادهای اخیر منجر به بازشکلدهی نحوه همکاری ما با همسایگانمان شده باشد. چالشهای مشترک ما در حال حاضر شاید محرکی برای بازنگری تفکر جمعی در میان نخبگان منطقهای بوده باشد. ریاست فیلیپین ممکن است به طور ناگهانی مسیر انحرافی گرفته باشد، اما بالقوه، جادهای که اکنون به طور مشترک در حال پیمودن آن هستیم، ممکن است پایههای بهبود منطقه ما را برای سالهای آینده فراهم کند.
Josue Raphael J. Cortez عضو تماموقت هیئت علمی مدرسه دیپلماسی و حکمرانی De La Salle-College of Saint Benilde است. علاوه بر تدریس، به عنوان هماهنگکننده کارآموزی برنامه دیپلماسی و امور بینالملل نیز فعالیت میکند. او در مطالعات تکمیلی خود در دانشگاه Ateneo de Manila در اتحادیه اروپا و آسهآن تخصص یافته، و حوزههای پژوهشی او شامل منطقهگرایی، گفتمان هویتهای جمعی، و تلاشها در زمینه هوش مصنوعی در بلوکهای منطقهای میشود.


