پروژههای مهندسی پیچیده که زیرساختها را بازسازی میکنند و مستقیماً بر جامعه تأثیر میگذارند، نیازمند درجه بالایی از تخصص فنی، هماهنگی و مدیریت استراتژیک هستند. در این زمینه، گلاوکو تولیو زوناتو، یک مهندس مکانیک برزیلی، حرفهای متمرکز بر رهبری پروژههای چندرشتهای با پیچیدگی فنی و عملیاتی قابل توجه ساخته است. تجربه حرفهای او شامل بازسازی زیرساختهای در مقیاس بزرگ، مانند نوسازی فرودگاه Congonhas و همچنین توسعه تأسیسات صنعتی و بهداشتی است. کار او با یکپارچهسازی دقت مهندسی با شیوههای مدیریت ساختاریافته برای تحویل پروژهها در چارچوب پارامترهای فنی، زمانبندی و بودجه تعیینشده مشخص میشود.
در طول حرفه خود، گلاوکو به پروژههای با تأثیر بالا مانند تأسیسات تولید Novo Nordisk کمک کرده است، جایی که هماهنگی مؤثر پروژه امکان حل چالشهای فنی و همراستایی تیمهای چندرشتهای را فراهم کرد. او همچنین مهندسی مجدد سیستم HVAC برای ساختمان سازمان درآمد فدرال در سالوادور، باهیا را رهبری کرد و بهبودهای بهرهوری انرژی و افزونگی سیستم را برای پشتیبانی از عملیات بحرانی IT پیادهسازی کرد. در بخش صنعتی، تجربه او شامل طراحی و پیادهسازی سیستمهای خنککننده، اتوماسیون و زیرساخت برای پروژههایی مانند کارخانه Arauco در آرائوکاریا (PR) و پست برق Skanska SE-8002 در واحد REFAP (پالایشگاه آلبرتو پاسکوالینی) در کانواس (RS) است.
در بخشهای متنوع، کار گلاوکو بر نوآوری عملی، کارایی و هماهنگی بین رشتههای فنی متعدد تأکید دارد. رویکرد او به مدیریت پروژه بر یکپارچهسازی افراد، فرآیندها و الزامات فنی در چارچوبهای عملیاتی منسجم متمرکز است. همانطور که او اشاره میکند، مدیریت پروژههای چندرشتهای فراتر از کنترل زمانبندی است و نیازمند همکاری ساختاریافته و همراستایی اهداف برای اطمینان از نتایج کارکردی و پایدار است.
چه چیزی پروژههای چندرشتهای را اینقدر پیچیده میکند؟
پروژههای چندرشتهای شامل عواملی مانند وابستگی متقابل وظایف، ذینفعان متعدد و ریسکهای عملیاتی بالا هستند. این عناصر مدیریت را چالشبرانگیزتر میکنند، زیرا هر اشتباه در یک مرحله میتواند بر کل زمانبندی و بودجه تأثیر بگذارد. علاوه بر این، نیاز به رعایت مقررات خاص و همراستایی منافع متفاوت - مانند سرمایهگذاران، سازمانهای نظارتی و جوامع محلی - به پیچیدگی این سرمایهگذاریها میافزاید. تعامل رشتههای مختلف نیازمند ارتباطات کارآمد و دید استراتژیک برای یکپارچهسازی همه حوزههای درگیر است.
برای گلاوکو، یکی از بزرگترین چالشها هماهنگی تیمها با زمینهها و تخصصهای متنوع است. او توسعه بیمارستان Pietá را به عنوان مثال ذکر میکند که نیازمند یکپارچهسازی تیمهای فنی در HVAC، سیستمهای گاز پزشکی و معماری بیمارستانی بود. "ایجاد یک محیط همکاری که در آن اولویتهای هر حوزه درک و با اهداف کلی پروژه همراستا شود، ضروری بود"، او توضیح میدهد. این رویکرد، مبتنی بر ارتباط واضح و برنامهریزی ساختاریافته، برای موفقیت پروژه حیاتی بود.
موارد قابل توجه و درسهای آنها
نوسازی فرودگاه Congonhas نمونهای برجسته از نحوه مدیریت پروژههای پیچیده در محیطهای پرفشار است. بازسازی شامل پیکربندی مجدد مناطق سوار شدن و راهاندازی تأسیسات موقت بود، در حالی که فرودگاه همچنان عملیاتی بود. گلاوکو تأکید میکند که مدیریت ریسک کلید جلوگیری از هرگونه تأثیر منفی بر فعالیتهای ترمینال بود. "کار کردن در محیطی با جریان مداوم مسافران نیازمند برنامهریزی دقیق و پاسخهای سریع به مسائل پیشبینینشده بود"، او اظهار میکند.
مورد قابل توجه دیگر توسعه کارخانه Novo Nordisk بود که شامل ساخت بیش از 17000 متر مربع فضای صنعتی بود. پروژه راهحلهای پیشرفته در HVAC، هوای فشرده و فولاد ساختاری را طلب میکرد، علاوه بر رعایت استانداردهای سختگیرانه پایداری. گلاوکو تأکید میکند که همکاری با ذینفعان برای غلبه بر چالشها حیاتی بود. "مطلع نگه داشتن مشتری در مورد پیشرفت و شفافیت در مورد تنظیمات، ستونهای کلیدی موفقیت بودند"، او یادآور میشود.
مهارتهای ضروری در مدیریت پروژههای پیچیده
رهبری یک مهارت ضروری برای مدیریت پروژههای پیچیده است، زیرا به مدیر پروژه اجازه میدهد تا تیمها را به سمت اهداف مشترک همراستا و انگیزه دهد. علاوه بر این، تحلیل انتقادی و برنامهریزی استراتژیک ابزارهای ضروری برای شناسایی مسائل بالقوه و ارائه راهحلهای عملی قبل از بحرانی شدن هستند. گلاوکو همچنین بر اهمیت کنترل ریسک تأکید میکند، شیوهای که شامل شناسایی آسیبپذیریها و پیادهسازی برنامههای اضطراری مناسب است.
عامل کلیدی دیگر سازگاری است. پروژههای پیچیده اغلب با تغییرات در دامنه یا زمینه روبرو میشوند که نیازمند تنظیمات سریع و مؤثر هستند. برای گلاوکو، انعطافپذیری ضروری است. "شرایط به طور مداوم تغییر میکند و مدیر باید به اندازه کافی انعطافپذیر باشد تا راهحلها را بدون به خطر انداختن اهداف اصلی پیدا کند"، او توضیح میدهد. این تعادل بین برنامهریزی دقیق و سازگاری چیزی است که موفقیت را از شکست در سرمایهگذاریهای چالشبرانگیز جدا میکند.
فناوریها و روششناسیها در مدیریت پروژه
یکپارچهسازی فناوری یک تمایزدهنده مهم در مدیریت پروژههای چندرشتهای است. ابزارهایی مانند Microsoft Project و JIRA به ردیابی زمانبندی کمک میکنند، در حالی که نرمافزار مدلسازی به تیمها اجازه میدهد چالشها را پیشبینی کرده و راهحلها را قبل از پیادهسازی آزمایش کنند. این فناوریها کارایی را افزایش داده و ارتباط بین تیمها را بهبود میبخشند، خطاها را کاهش داده و منابع را بهینه میکنند. روشهای چابک نیز برای توانایی خود در تقسیم یک پروژه به مراحل کوچکتر قابل توجه هستند که امکان انعطافپذیری بیشتر و تنظیمات سریع را فراهم میکند.
گلاوکو تأکید میکند که تسلط بر این فناوریها فقط یک مزیت نیست، بلکه یک ضرورت برای مدیران مدرن است. "این ابزارها یک دید یکپارچه از پروژه ارائه میدهند که برای پیشبینی ریسکها و تصمیمگیری مبتنی بر داده حیاتی است"، او میگوید. علاوه بر این، او تأکید میکند که استفاده از روشهای چابک، مانند رویکردهای اسپرینت، سازگاری با تغییرات را تسهیل میکند - ویژگیای که برای پروژههای در مقیاس بزرگ ضروری است.
نتیجهگیری: پیچیدگی به عنوان یک فرصت
تجربه گلاوکو زوناتو نشان میدهد که پیچیدگی پروژههای چندرشتهای هم یک چالش و هم یک فرصت است. پروژههایی مانند نوسازی فرودگاه Congonhas یا توسعه کارخانه Novo Nordisk ثابت میکنند که با استراتژیهای درست، امکان تبدیل موقعیتهای نامطلوب به نتایج تأثیرگذار وجود دارد. ترکیب رهبری الهامبخش، فناوریهای پیشرفته و روششناسیهای انعطافپذیر امکان سطوح استثنایی از کارایی و کیفیت را فراهم میکند.
"هر پروژه فرصتی برای یادگیری و تکامل است، هم برای مدیر و هم برای تیمهای درگیر. پیچیدگی ما را مجبور میکند که نوآوری کنیم و راههای جدیدی برای غلبه بر موانع پیدا کنیم"، گلاوکو نتیجهگیری میکند. حرفه او نمونهای است که با رویکرد درست، پیچیدگی میتواند به عنوان پرشتختهای برای موفقیت دیده شود و میراثی مثبت برای نسلهای آینده باقی بگذارد.
این مقاله توسط آقای مارسلو میراندا، متخصص ارشد اتوماسیون صنعتی با بیش از سه دهه تجربه حرفهای، تهیه و نوشته شده و توسط دامیان رودریگز بازبینی شده است.


