نوشته جیمی مککورمیک، مدیر ارشد بازاریابی مشترک، Stabull Labs
مقاله هفتم از مجموعه 15 قسمتی "تجزیه و تحلیل دیفای".
⸻
تراکنشهایی که در Stabull ردیابی کردیم یک چیز را روشن میکنند: رباتهای آربیتراژ یک ناهنجاری یا اثر جانبی نیستند. آنها بخش اصلی نحوه عملکرد بازارهای غیرمتمرکز هستند - و در بسیاری از موارد، آنها دلیلی هستند که تامین کننده نقدینگیها اصلاً پرداخت دریافت میکنند.
در سادهترین حالت، رباتهای آربیتراژ به دنبال اختلاف قیمت میگردند.
آنها بهطور همزمان بسیاری از مکانها را نظارت میکنند و قیمتها را برای داراییهایی که باید نزدیک به ارزش یکسان معامله شوند، مقایسه میکنند. وقتی اختلافی ظاهر میشود، دارایی کمقیمت را خریداری و دارایی گرانقیمت را میفروشند، که اغلب در همان تراکنش اتفاق میافتد.
این فرآیند حدس و گمان نیست. مکانیکی است. اگر معامله پس از کارمزدها و هزینههای گس نتواند بهطور سودآور اجرا شود، به سادگی اتفاق نمیافتد.
در بازارهای سنتی، قیمتها توسط صرافیهای متمرکز و بازارسازان حرفهای که بهطور مداوم فعالیت میکنند، هماهنگ میشوند.
امور مالی غیر متمرکز با نام اختصاری دیفای این تجمل را ندارد.
نقدینگی در میان صدها استخر و مکان تکهتکه شده است. قیمتها بهصورت ناهمزمان حرکت میکنند. بدون آربیتراژ، قیمتها - گاهی اوقات بهطور قابلتوجهی - از ارزشهای مرجع دنیای واقعی دور میشوند.
آربیتراژ مکانیزمی است که قیمتها را به همراستایی بازمیگرداند.
از دیدگاه یک تامین کننده نقدینگی، آربیتراژ اغلب بهعنوان استخراج ارزش اشتباه درک میشود. در واقعیت، آربیتراژ یک خدمت کارمزد پرداخت است.
وقتی یک ربات آربیتراژ از طریق یک استخر معامله میکند، همان کارمزد مبادله را مانند هر معاملهگر دیگری پرداخت میکند. سود ربات از اختلاف قیمت در جای دیگر میآید، نه از گرفتن کارمزد از تامین کننده نقدینگیها.
در واقع:
بدون آربیتراژ، قیمتها قدیمی باقی میمانند و تامین کننده نقدینگیها ریسک بسیار بیشتری را متحمل میشوند.
قیمتگذاری مبتنی بر اوراکل Stabull، دینامیک آربیتراژ معمولی را تغییر میدهد.
در بازارساز خودکارهای سنتی، عدم تعادلهای بزرگ میتوانند قیمتگذاری نادرست قابلتوجهی ایجاد کنند که آربیتراژگران بهطور تهاجمی از آن سوءاستفاده میکنند. این میتواند منجر به اصلاحات تند و زیانآور برای تامین کننده نقدینگیها شود.
در Stabull، قیمتگذاری به مراجع خارجی لنگر انداخته باقی میماند. وقتی مکانهای دیگر دور میشوند، جریان آربیتراژ اغلب به Stabull وارد میشود تا از آن خارج شود.
در این سناریو، Stabull کمتر مانند منبع قیمتگذاری نادرست و بیشتر مانند یک نقطه مرجع پایدارکننده عمل میکند.
این باعث میشود که آربیتراژ از طریق Stabull:
در تراکنشهایی که بررسی کردیم، فعالیت آربیتراژ امضای مشخصی داشت:
هیچ استخراج بزرگ و یکبارهای وجود نداشت. در عوض، فعالیت ثابت و مکانیکی وجود داشت - از نوعی که نشان میدهد یک استخر برای حفظ تعادل بازارها استفاده میشود.
یکی از مهمترین مشاهدات این بود که این فعالیت بدون مشوقها رخ داد.
هیچ پاداش استخراج نقدینگی این معاملات را هدایت نمیکرد. هیچ حجم مصنوعی برای استخراج توکنها ایجاد نشد. آربیتراژگران صرفاً به این دلیل معامله میکردند که اجرا از نظر اقتصادی منطقی بود.
این قویترین شکل اعتبارسنجی است که یک استخر نقدینگی میتواند دریافت کند.
بهجای اینکه رباتها را بهعنوان دشمنان ببینیم، دقیقتر است که آنها را به این صورت در نظر بگیریم:
در سیستمهای طراحیشده خوب، آربیتراژ چیزی نیست که باید از آن ترسید. چیزی است که باید از آن استفاده کرد.
همانطور که Stabull بهعنوان بخشی از جریانهای اجرایی گستردهتر به استفاده ادامه میدهد، فعالیت آربیتراژ احتمالاً افزایش خواهد یافت - نه بهعنوان نشانهای از سوءاستفاده، بلکه بهعنوان نشانهای از ارتباط.
برای تامین کننده نقدینگیها، این به معنای:
در مقاله بعدی، به شرکتکننده نامرئی اما ضروری دیگری در اجرای امور مالی غیر متمرکز با نام اختصاری دیفای مدرن نگاه خواهیم کرد: حلکنندهها و سیستمهای مسیریابی حرفهای، و اینکه چرا حضور آنها سیگنال قویتری از بلوغ پروتکل است.
درباره نویسنده
جیمی مککورمیک مدیر ارشد بازاریابی مشترک در Stabull Finance است، جایی که بیش از دو سال روی موقعیتیابی پروتکل در اکوسیستم امور مالی غیر متمرکز با نام اختصاری دیفای در حال تحول کار کرده است.
او همچنین بنیانگذار Bitcoin Marketing Team است که در سال 2014 تأسیس شد و بهعنوان قدیمیترین آژانس بازاریابی تخصصی کریپتو اروپا شناخته میشود. در طول دهه گذشته، این آژانس با طیف گستردهای از پروژهها در سراسر چشمانداز داراییهای دیجیتال و Web3 کار کرده است.
جیمی برای اولین بار در سال 2013 با کریپتو درگیر شد و علاقه دیرینهای به ارز دیجیتال بیت کوین و اتریوم دارد. در دو سال گذشته، تمرکز او بهطور فزایندهای به سمت درک مکانیک امور مالی غیرمتمرکز تغییر کرده است، بهویژه اینکه چگونه زیرساختهای روی زنجیره در عمل استفاده میشوند نه در تئوری.


