رئیس FCC و طرفدار آشکار گوبلز، برندان کار، پیشنهاد می‌کند که رادیو و تلویزیون‌هایی که تحت نظارت او هستند، باید شروع به پخش محتوای بیشتر "طرفدار آمریکا" کنند.رئیس FCC و طرفدار آشکار گوبلز، برندان کار، پیشنهاد می‌کند که رادیو و تلویزیون‌هایی که تحت نظارت او هستند، باید شروع به پخش محتوای بیشتر "طرفدار آمریکا" کنند.

ترامپیسم یک امر منفور است — و علم آن را اثبات می‌کند

2026/03/22 22:41
مدت مطالعه: 11 دقیقه
برای ارائه بازخورد یا طرح هرگونه نگرانی درباره این محتوا، لطفاً با ما از طریق [email protected] تماس بگیرید.

برندان کار، رئیس FCC و طرفدار آشکار گوبلز، پیشنهاد می‌کند که رادیو‌ها و پخش‌کنندگان تلویزیونی که او آنها را تنظیم می‌کند، باید شروع به پخش محتوای بیشتر "طرفدار آمریکا" کنند. البته منظور او، طرفدار ترامپ است.

این واقعیت بسیار بزرگتری را نشان می‌دهد: جمهوری‌خواهان یک سیستم سیاسی و اقتصادی از بالا به پایین و سلسله مراتبی می‌خواهند. دموکرات‌ها یک سیستم از پایین به بالا با حداکثر مشارکت و تقسیم گسترده ثروت جامعه می‌خواهند. چه کسی درست می‌گوید؟

دونالد ترامپ به تازگی در مورد اقتصاد، نفت و ایران سخنرانی کرد که پیامدهای عظیمی برای آینده کشور ما دارد. در همان زمان، یک مطالعه جدید در مورد نحوه زندگی مردم در میان‌آمریکا قبل از فتح اروپا منتشر شد که نشان می‌دهد تقریباً نیمی از همه آن جوامع باستانی به صورت دموکراتیک زندگی می‌کردند و توزیع نسبتاً برابر ثروت داشتند.

به نظر می‌رسد اینها داستان‌های جداگانه و بی‌ارتباط هستند، اما نیستند. و داستانی که هر دوی آنها تعریف می‌کنند، بینش عمده‌ای در مورد آینده آمریکا به ما می‌دهد، چه به نفع و چه به ضرر، بسته به تصمیمات سیاسی که از الان تا نوامبر می‌گیریم.

خطرات هر روز بیشتر می‌شود و بسیار مهم است که همه ما بفهمیم چگونه تکامل فرهنگی و سیاسی و تاریخ جهان ما را به این لحظه خطرناک و مناسب رساند.

ما تمایل داریم اقتصادها و سیستم‌های سیاسی را چیزهای جداگانه در نظر بگیریم، اما در واقعیت آنها عمیقاً در هم تنیده‌اند. هر دو می‌توانند شکننده یا انعطاف‌پذیر باشند، و آن شکنندگی یا انعطاف‌پذیری اغلب به رابطه آنها با یکدیگر بستگی دارد.

انعطاف‌پذیری توانایی یک سیستم دولتی یا اقتصاد برای مقاومت در برابر فشارها بدون "شکستن" است. این کلید درک همه چیزی است که امروز در سیاست و اقتصاد اتفاق می‌افتد.

به عنوان مثال، یکی از بهترین و پرارجاع‌ترین تحلیل‌های تفاوت در انعطاف‌پذیری بین دموکراسی و استبداد، مقاله‌ای از ولفگانگ مرکل و آنا لورمان با عنوان انعطاف‌پذیری دموکراسی‌ها: پاسخ‌ها به چالش‌های غیرلیبرال و استبدادی است که در مجله معتبر Democratization منتشر شد.

با اشاره به اینکه، "غیرلیبرالیسم و استبداد به تهدیدهای اصلی دموکراسی در سراسر جهان تبدیل شده‌اند"، آنها اشاره می‌کنند که:

"هرچه دموکراسی‌ها در هر چهار سطح سیستم سیاسی (جامعه سیاسی، نهادها، بازیگران، شهروندان) انعطاف‌پذیرتر باشند، آسیب‌پذیرتر در حال و آینده هستند."

همانطور که در کتابم، تاریخ پنهان دموکراسی آمریکایی: بازیابی روش باستانی زندگی بشریت، مستند کرده‌ام، دموکراسی سیستم پیش‌فرض برای تقریباً هر گونه حیوانی و اکثریت تاریخی جوامع انسانی قبل از به اصطلاح انقلاب کشاورزی است.

و بنیانگذاران آمریکا - که در واقع آن را توسط مردم بومی اجرا شده دیده بودند - به آن اعتقاد داشتند. فرانکلین، آدامز و جفرسون همگی به طور گسترده در مورد تجربیات خود با "سرخپوستان" نوشتند، و درس‌هایی که از آنها آموختند که راه خود را به قانون اساسی ما باز کرد.

از حمله فاجعه‌بار پوتین به اوکراین گرفته تا دولت‌های ایران و افغانستان که کاملاً توسط زیرمجموعه کوچکی از مردان مذهبی کنترل می‌شوند، ما عواقب فاجعه‌بار حکومت توسط تعداد کمی را می‌بینیم.

بنابراین، ما می‌یابیم که دموکراسی - سیستمی از تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری که به کارآمدترین شکل خرد جمعی گروه را در بر می‌گیرد - یک سیستم بقا است که به همان اندازه مهم مانند فناوری، علم و اقتصاد است.

دموکراسی رهبری یا سلسله مراتب ثروت یا قدرت را رد نمی‌کند. بلکه مشخص می‌کند که قدرتی که تعیین می‌کند چگونه این سلسله مراتب شکل می‌گیرد، حفظ می‌شود و تعیین می‌شود - به عبارت دیگر چه کسی مسئول است - از، همانطور که توماس جفرسون در اعلامیه استقلال نوشت، "رضایت حکومت‌شوندگان" می‌آید.

و ما از طریق رای دادن به آنجا می‌رسیم.

این استفاده از دموکراسی مبتنی بر رای دادن برای ایجاد و حفظ انعطاف‌پذیری - پتانسیل بقا - یک گروه، قبیله، ملت، یا حتی گونه حیوانی آنقدر جهانی است که محدود به انسان نیست.

به عنوان مثال، در پاراگراف اول اعلامیه استقلال، جفرسون نوشت که "قوانین طبیعت و خدای طبیعت" بنیانگذاران آمریکا را مجبور کرد تا الیگارشی بریتانیا را رد کنند و دموکراسی را بپذیرند.

این او را با ویراستار اصلی اعلامیه، جان آدامز، که فکر می‌کرد باید "خدای مسیحی" بگوید، وارد دعوا کرد، اما جفرسون پیروز شد. دوستان دئیست او مانند جورج واشنگتن، دکتر بنجامین راش و بن فرانکلین می‌دانستند منظور او چیست: طبیعت و "خدا" یکدیگر را نفوذ می‌دهند، و آنها نتیجه آن را در دموکراسی - سیستم‌های متعادل‌کننده‌ای که انعطاف‌پذیری اکولوژیکی تولید می‌کردند - که در طبیعت اجرا می‌شد، دیدند.

و، من هنگام تحقیق برای کتابم کشف کردم، فرانکلین به ویژه پس از دهه‌ها تجربه کار با قبایل بومی آمریکا معتقد بود که آن قوانین طبیعت به اندازه همه حیوانات دیگر روی زمین برای انسان‌ها جهانی است.

اما آیا او درست می‌گفت؟ آیا طبیعت واقعاً دموکراتیک است؟

زیست‌شناسان تیم روپر و ال. کنرادت در دانشکده علوم زیستی، دانشگاه ساسکس، انگلستان، این موضوع را در حیوانات مطالعه کردند.

ما همیشه فرض کرده‌ایم که حیوان آلفا یا رهبر گله یا گروه تصمیمات را می‌گیرد، و دیگران پیروی می‌کنند، مانند پادشاهان و ملکه‌های انسانی قدیم. ما معتقدیم رهبر بهترین را می‌داند: او یا او ژنتیکی توسط نسل‌های انتخاب طبیعی داروینی برای آن آماده شده است، یا توسط یک خدای آسمانی قادر مطلق منصوب شده است.

اما معلوم شد که یک سیستم برای رای دادن در میان حیوانات وجود دارد، از زنبورهای عسل گرفته تا نخستی‌ها، و ما هرگز متوجه آن نشده‌ایم چون به دنبال آن نبودیم.

"بسیاری از نویسندگان بدون آزمایش [برای دموکراسی] استبداد را فرض کرده‌اند"، روپر و کنرادت در Nature اشاره کردند، "زیرا امکان‌پذیری دموکراسی، که نیاز به توانایی رای دادن و شمارش آرا دارد، بلافاصله در غیرانسان‌ها آشکار نیست."

با قدم گذاشتن به این خلأ دانش، این دو دانشمند تصمیم گرفتند یک مدل قابل آزمایش ایجاد کنند که "هزینه‌های همگام‌سازی گروه‌های استبدادی و دموکراتیک را مقایسه می‌کند."

آنها و گروه تحقیقاتی‌شان کشف کردند که وقتی یک رهبر واحد (آنچه که آنها یک مستبد می‌نامند) یا گروه کوچکی از رهبران (معادل حیوانی الیگارشی) انتخاب‌ها را انجام می‌دهند، نوسانات به سمت افراط‌های رفتار تمایل دارند بیشتر و خطرناک‌تر برای بقای بلندمدت گروه باشند.

آنها فرضیه کردند که تصمیمات اشتباه به اندازه کافی اغلب گرفته می‌شوند تا بقای گروه را در معرض خطر قرار دهند زیرا در یک مدل استبدادی نیازهای کلی کل گروه تنها از طریق عدسی نیازهای رهبر اندازه‌گیری می‌شوند.

با این حال، با تصمیم‌گیری دموکراتیک، دانش و خرد کلی کل گروه، و همچنین نیازهای کل گروه، وارد بازی می‌شوند. نتیجه کمتر احتمال دارد به کسی آسیب برساند، و احتمال بقای گروه افزایش می‌یابد.

"تصمیمات دموکراتیک در درجه اول سودمندتر هستند زیرا تمایل دارند تصمیمات کمتر افراطی تولید کنند"، آنها در چکیده مقاله خود اشاره می‌کنند.

مجله علمی پرتیراژ پیشرو بریتانیا، New Scientist، به بررسی چگونگی اجرای مدل کنرادت و روپر در دنیای طبیعی پرداخت. آنها رفتار گله‌ای از گوزن قرمز را بررسی کردند که حیوانات اجتماعی با "رهبران" آلفا هستند.

آنچه یافتند حیرت‌انگیز بود: گوزن‌های قرمز همیشه به صورت دموکراتیک رفتار می‌کنند. به عنوان مثال، وقتی بیش از نیمی از حیوانات بدن‌های خود را به سمت یک چاله آب خاص نشان می‌دادند، کل گروه سپس در آن جهت حرکت می‌کرد.

"در مورد گوزن‌های قرمز واقعی"، جیمز راندرسون اشاره کرد، "حیوانات واقعاً با پاهای خود با ایستادن رای می‌دهند. به همین ترتیب، با گروه‌های گاومیش آفریقایی، افراد با اشاره به جهت ترجیحی خود تصمیم می‌گیرند کجا بروند. گروه میانگین را می‌گیرد و به آن سمت می‌رود."

این تا حدی ماهیت "گله"، "ازدحام" و "مدرسه" پرندگان، پشه‌ها و ماهی‌ها را توضیح می‌دهد.

با هر ضربه بال یا حرکت باله، هر عضو برای جهتی که گله، ازدحام یا مدرسه باید حرکت کند "رای می‌دهد"؛ وقتی آستانه 51٪ ضربه می‌خورد، کل گروه طوری حرکت می‌کند که گویی به صورت تله‌پاتیک همگام شده‌اند.

دکتر تیم روپر به من گفت:

"تعداد زیادی از مردم گفته‌اند، 'گوریل‌های من این کار را انجام می‌دهند، یا حیوانات من این کار را انجام می‌دهند.' بر اساس غیررسمی و حکایتی به نظر می‌رسد [مقاله] واکنش 'آه، بله، کاملاً درست است' را در کارگران میدانی ایجاد کرده است."

من از او پرسیدم آیا نظریه او مبنی بر اینکه حیوانات - و، با استنتاج، انسان‌ها در "حالت طبیعی" خود - که به صورت دموکراتیک عمل می‌کنند با داروین در تضاد است.

او قاطع بود:

"فکر نمی‌کنم [با داروین در تضاد باشد]. ... بنابراین نکته در مورد این مدل این است که تصمیم‌گیری دموکراتیک برای همه افراد در گروه بهترین است، برخلاف پیروی از یک رهبر، یک فرد مسلط. بنابراین ما آن را به عنوان یک مدل انتخاب فردی می‌بینیم، و بنابراین اصلاً با داروین ناسازگار نیست."

فرانکلین و جفرسون درست می‌گفتند. معلوم شد، دموکراسی هنجار در قلمرو حیوانات خدای طبیعت است، به دلیل ساده‌ای که بیشترین احتمال را به گروه می‌دهد که زنده بماند و شکوفا شود.

وقتی دموکراسی‌ها شروع به دور شدن از این اصل اساسی می‌کنند، و کسانی که ثروت و قدرت سیاسی معمولاً مرتبط با آن را انباشته کرده‌اند توانایی تأثیرگذاری یا حتی کنترل فرآیند قانون‌گذاری را به دست می‌آورند، دموکراسی شروع به شکست می‌کند. سخت و شکننده می‌شود.

وقتی این فرآیند پیشرفته می‌شود، دموکراسی‌ها معمولاً ابتدا به الیگارشی‌ها تبدیل می‌شوند (جایی که ما تا حد زیادی اکنون هستیم زیرا پنج جمهوری‌خواه فاسد در دیوان عالی رشوه سیاسی را در Citizens United قانونی کردند) و سپس دیکتاتوری‌های پوتین مانند (جایی که ترامپ، دسانتیس و دیگر خودکامه‌های مشتاق در GOP می‌خواهند ما را ببرند).

به طور مشابه، تحقیقات در مورد جوامع میان‌آمریکایی قبل از تماس با اروپا منتشر شده توسط باستان‌شناسان گری ام. فاینمن و دیوید ام. کاربالو ادعاهای گسترده بنیانگذاران آمریکا را که من در کتاب دموکراسی خود ذکر کردم تأیید می‌کند: انعطاف‌پذیرترین و طولانی‌ترین جوامع بومی و بومی نیز دموکراتیک‌ترین بودند.

با استناد به مطالعه 2018 که آنها از 26 شهر میان‌آمریکایی قبل از تماس منتشر کردند، محققان به همان اندازه صریح در مورد انسان‌ها بودند که کنرادت، روپر و راندرسون در مورد گوزن قرمز بودند:

"ما دریافتیم که بیش از نیمی از آنها به صورت استبدادی حکومت نمی‌شدند و مراکز سیاسی جمعی‌تر انعطاف‌پذیری بیشتری در مواجهه با خشکسالی‌ها و سیل‌ها، و جنگ یا تغییرات در تجارت داشتند. شهرهایی که با استفاده از اشکال جمعی‌تر حکومت و مدیریت منابع به چالش‌های اجتماعی خود پرداختند، هم بزرگ‌تر و هم تا حدودی انعطاف‌پذیرتر از شهرهایی با حکومت شخصی‌شده و قدرت سیاسی متمرکزتر بودند."

با کاوش عمیق‌تر در سوابق باستان‌شناسی در پنج سال از زمان آن انتشار، آنها نوشتند:

"در یک مطالعه بعدی که شامل یک نمونه به‌روزرسانی شده و گسترش یافته از 32 شهر میان‌آمریکایی به خوبی تحقیق شده بود، دریافتیم که مراکزی که هم از پایین به بالا و هم جمعی در حکومت خود بودند، انعطاف‌پذیرتر بودند."

بنابراین، نوع دموکراسی از پایین به بالا که توسط دموکرات‌ها حمایت می‌شود - جایی که بیشترین تعداد مردم می‌توانند رای دهند، کثرت‌گرایی تشویق می‌شود، و اراده مردم حتی زمانی که به معنای از دست دادن قدرت حزب شما است احترام گذاشته می‌شود - آمریکا را در بیشتر تاریخ ما حفظ کرده است (و به طور مداوم، در نوسانات و شروع‌ها، از طریق آزادسازی مترقی آمریکایی‌های آفریقایی تبار، زنان و مهاجران طبیعی شده بهبود یافته است).

از سوی دیگر، محدود کردن دموکراسی (همانطور که GOP حزب MAGA به آن با قانون SAVE خود متعهد است) با سخت‌تر کردن رای دادن، تمرکز قدرت سیاسی از بالا به پایین، و استفاده از نفرت و شیطان‌سازی اقلیت‌های نژادی، مذهبی و جنسیتی برای کسب و حفظ قدرت سیاسی، یک جامعه را مستقیماً به سمت خودکامگی، فاشیسم، و - مهم‌تر از همه در این زمینه - از دست دادن انعطاف‌پذیری فرهنگی، سیاسی و اجتماعی هدایت می‌کند.

میراث رد اقتصاد کلاسیک آدام اسمیت توسط ریگان و پذیرش نئولیبرالیسم قطره‌ای، همراه با دروغ‌های بزرگ GOP در مورد رای دادن غیرشهروندان و "فضیلت" میلیاردرهای "درخشان" بلندپرواز که تصمیمات ما را برای ما می‌گیرند، آمریکا را کمتر انعطاف‌پذیر و آسیب‌پذیرتر در برابر شکسته شدن توسط شوک‌های داخلی یا خارجی کرد.

آنها اعتماد ما به دولت را به شدت لرزاندند که ما یک روان‌پزشک پوپولیست را به عنوان رئیس جمهور انتخاب کردیم صرفاً به این دلیل که او قول داد "باتلاق را تخلیه کند."

آمریکایی‌ها می‌دانستند چیزی بسیار بسیار اشتباه است؛ آنها فقط نفهمیده بودند که همه اینها دهه‌ها پیش با بازسازی کامل اقتصاد آمریکا توسط ریگان و تصمیم آگاهانه GOP برای بهره‌برداری از نفرت نژادی، همجنس‌گرایی‌ستیزی و زن‌ستیزی به عنوان یک سلاح سیاسی شروع شد.

آمریکا اکنون، با راهپیمایی‌های قریب‌الوقوع No Kings و انتخابات نوامبر این سال، در یک مسیر جدید و روشن‌تر است، مسیری که با درک واقعی علمی و تاریخی از نحوه ساخت و حفظ جوامع و اقتصادهای انعطاف‌پذیر همخوانی دارد.

اکنون تنها کاری که باید انجام دهیم این است که مثل جهنم کار کنیم تا به آمریکا کمک کنیم فاشیست‌ها را رد کند و دوباره دموکراسی را در آغوش بگیرد.

گزارش هارتمن یک نشریه با پشتیبانی خواننده است. برای دریافت پست‌های جدید و حمایت از کار من، در نظر بگیرید که یک مشترک رایگان یا پولی شوید.

فرصت‌ های بازار
لوگو Notcoin
Notcoin قیمت لحظه ای(NOT)
$0.0003782
$0.0003782$0.0003782
-0.91%
USD
نمودار قیمت لحظه ای Notcoin (NOT)
سلب مسئولیت: مطالب بازنشرشده در این وب‌ سایت از منابع عمومی گردآوری شده‌ اند و صرفاً به‌ منظور اطلاع‌ رسانی ارائه می‌ شوند. این مطالب لزوماً بازتاب‌ دهنده دیدگاه‌ ها یا مواضع MEXC نیستند. کلیه حقوق مادی و معنوی آثار متعلق به نویسندگان اصلی است. در صورت مشاهده هرگونه محتوای ناقض حقوق اشخاص ثالث، لطفاً از طریق آدرس ایمیل [email protected] با ما تماس بگیرید تا مورد بررسی و حذف قرار گیرد.MEXC هیچ‌ گونه تضمینی نسبت به دقت، جامعیت یا به‌ روزبودن اطلاعات ارائه‌ شده ندارد و مسئولیتی در قبال هرگونه اقدام یا تصمیم‌ گیری مبتنی بر این اطلاعات نمی‌ پذیرد. همچنین، محتوای منتشرشده نباید به‌عنوان توصیه مالی، حقوقی یا حرفه‌ ای تلقی شود و به منزله پیشنهاد یا تأیید رسمی از سوی MEXC نیست.

محتوای پیشنهادی