فکر میکنم باید حقیقت را بپذیریم. ما باید بپردازیم و همچنان برای جنگ انتخابی رئیسجمهور علیه ایران خواهیم پرداخت. اینها عواقب سیاست است. شاید آمریکاییها دفعه بعد دموکراسیشان را جدی بگیرند.
اگر دونالد ترامپ از این جنگ کنارهگیری کند، اوضاع به حالت عادی برنمیگردد. آخر هفته، AP گزارشها را تأیید کرد مبنی بر اینکه ایران سیستم باجی را از طریق تنگه هرمز ایجاد کرده است. این کشور تا ۲ میلیون دلار برای عبور امن هر نفتکش دریافت میکند که به یوان چین پرداخت میشود. این «عوارض» به مصرفکنندگان منتقل خواهد شد.
اما اگر دونالد ترامپ جنگ را تشدید کند، اوضاع همچنان به حالت عادی برنمیگردد. گزارشها نشان میدهند که او به حمله به جزیره خارگ، انبار اصلی نفت ایران، فکر میکند. ایده ممکن است این باشد که آن را تصرف کرده و برای مذاکره درباره شرایط آتشبس از آن استفاده کند، اما واقعاً کسی نمیداند.
در هر صورت، تشدید جریان نفت را از طریق تنگه بازنمیگرداند. تنها کاری که ایران باید انجام دهد این است که چند نفتکش را غرق کند، همانطور که وزیر دفاع سابق جیمز متیس گفت، با «موشکهای کروز ضدکشتی که میتوانند از پشت یک کامیونت با سرعت ۱۰۰ مایل شلیک شوند.»
چند نفتکش را که هر کدام حدود ۱۰۰ میلیون دلار ارزش دارند غرق کنید و هر کسی که مایل به بیمه کردن آنها است را بترسانید. این بدان معناست که نفت به قطرهچکان کاهش مییابد، قیمتها همچنان بالا میروند و ما همگی با ناامیدی به تخلیه درآمدمان نگاه میکنیم. (بلومبرگ آخر هفته گزارش داد که قیمت بنزین ممکن است کمترین نگرانی ما باشد زیرا ممکن است نتوانیم هیچ بنزینی پیدا کنیم تا برای آن بیشتر بپردازیم.)
کنارهگیری از جنگ همچنین کاری برای جلوگیری از ادامه حمله اسرائیل به متحدان ایران یا حمله به ایران نخواهد کرد. کاری برای جلوگیری از حمله ایران به کشورهای همسایه متحد ایالات متحده در خلیج فارس در تلافی حمله مداوم اسرائیل انجام نمیدهد. تا زمانی که درگیری وجود داشته باشد، بیمهگران بیمه نمیکنند، و اگر بیمهگران بیمه نکنند، انتظار داشته باشید که نفت به ۲۰۰ دلار به ازای هر بشکه برسد، طبق گفته بلومبرگ، که میانگین قیمت بنزین را حدود ۸ دلار تعیین میکند.
خلاصه اینکه، اگر ترامپ کنارهگیری کند، ما میپردازیم. اگر او تشدید کند، ما میپردازیم. ما برای عوارض میپردازیم یا برای کمبود میپردازیم. (یا نمیتوانیم هیچ بنزینی برای پرداخت بیشتر پیدا کنیم.) دوباره، آمریکاییها میتوانستند هنگام تصمیمگیری برای انتخاب یک مجرم محکوم که قبلاً در اولین دوره ریاستجمهوری خود اشتباه کرده بود دموکراسیشان را جدی بگیرند. اما ما به عنوان یک ملت این کار را نکردیم. عاقبتش این است که ما میپردازیم.
در همین حال، رئیسجمهوری که انتخاب کردیم همچنان درباره پایان جنگ دروغ میگوید به این امید که معاملهگران او را باور کنند و قیمت نفت را پایین نگه دارند. او این کار را بارها انجام داده است، و سؤال این بوده است: سرمایهگذاران تا چه زمانی به شکاف بین آنچه ترامپ درباره جنگ میگوید و آنچه واقعاً اتفاق میافتد اعتماد خواهند کرد؟
برای یافتن پاسخ به این سؤال و موارد بیشتر، با پاتریک واتسون، تحلیلگر ارشد اقتصادی Mauldin Economics تماس گرفتم. هر وقت به پاسخهایی درباره وضعیت اقتصاد نیاز داشتهام، به او مراجعه کردهام. از پاتریک پرسیدم آیا جنگ ترامپ جهان را سازماندهی مجدد میکند. او گفت بله – اگر جنگ به زودی پایان نیابد.
او گفت: «این مستلزم بازگشایی مجدد تنگه است، به این معنی که ایران باید یا شکست بخورد یا متقاعد شود که تهدید کشتیها را متوقف کند.»
اگر این جنگ پایان نیابد و محمولههای نفتی به حالت عادی برنگردند چه اتفاقی میافتد؟ بنزین ۵ دلاری برای همیشه؟
«برای همیشه» کلمه قوی است. قیمت نفت و سوختهای مشتق شده از نفت تا زمانی که وقفه در عرضه کاهش یابد یا تقاضا به اندازه کافی کاهش یابد تا تعادل بازیابی شود، بالا باقی خواهد ماند. هر دو فرآیند کندی هستند، اما اتفاق خواهند افتاد.
مشکل این است که هر چه این جنگ طولانیتر شود، زمان بیشتری برای تعمیر زیرساختهایی که آسیب دیده یا نابود شدهاند طول خواهد کشید. صنعت نفت قبلاً تمایلی به سرمایهگذاری در حفاری جدید نداشت زیرا میبیند انرژی تجدیدپذیر با سرعت زیادی در حال رشد است. با توجه به اینکه بقیه جهان نفت را تقریباً با ظرفیت کامل تولید میکنند، ممکن است زمان زیادی طول بکشد تا کمک زیادی از سمت عرضه دریافت کنیم.
ارزیابی تقاضا دشوارتر است. رکود معمولاً تقاضای سوخت را کاهش میدهد زیرا مردم کمتر سفر میکنند، شرکتها اجناس کمتری را حمل میکنند و غیره. تا حدی که این جنگ رشد اقتصادی جهانی را کاهش دهد، میتوانیم ببینیم که عرضه و تقاضا طی یک یا دو سال به تعادل برمیگردند. اما این کار به روش سخت خواهد بود.
دونالد ترامپ برای کاهش ترسهای بازار دروغ میگوید. این کاملاً واضح است. اما سرمایهگذاران تا چه زمانی رئیسجمهور را باور خواهند کرد؟
من همیشه با صاحبان مشاغل و سرمایهگذاران جمهوریخواه صحبت میکنم. به صورت محرمانه، بسیاری میگویند که ترامپ را خیلی دوست ندارند و هر چه او میگوید را باور ندارند، اما همچنان او را به هر دموکراتی ترجیح میدهند. اصطلاح اقتصادی برای این «ترجیح ترتیبی» است. میتوانید آن را «انتخاب سمتان» بنامید. آنها فکر میکنند ترامپ، با وجود همه مشکلاتش، کمتر سمی است از جایگزین. بنابراین حتی زمانی که او را باور ندارند، همچنان از او حمایت میکنند.
البته مشکل این است که کف وجود ندارد. مهم نیست ترامپ چه کاری انجام دهد، پاسخ این است که «دموکراتها بدتر عمل میکردند.» این بدان معناست که نمیتوانند او را رها کنند. ممکن است غر بزنند اما فقط همین. این ساختار مجوزی برای توجیه هر چیزی است. شاید در نقطهای آنقدر پول از دست بدهند که تجدیدنظر کنند. اما فکر نمیکنم نزدیک آن نقطه باشیم.
تورم به دلیل تعرفههای ترامپ قبلاً بالاست. برخی میگویند بخش تولید و کشاورزی قبلاً در رکود هستند. چقدر طول میکشد تا قیمتهای بنزین بالاتر از حد معمول بقیه اقتصاد را به سمت رکود سوق دهند؟
تورم وقتی منجر به رکود میشود که قیمتها به اندازه کافی بالا بروند که تقاضای کل را کاهش دهند. در یک شوک انرژی، این بدان معناست که مردم آنقدر برای بنزین هزینه میکنند که مجبور میشوند هزینههای دیگر را کاهش دهند. کمتر بیرون غذا میخورند، بنابراین رستورانها کسبوکار را از دست میدهند. ماشین قدیمی را یک سال دیگر نگه میدارند به جای خرید ماشین جدید. همه این تصمیمات کوچک جمع میشوند.
چین این بار این است که اقتصاد امروز به مراتب کمتر از گذشته انرژیبر است. بنزین گرانتر است، بله، اما به عنوان درصدی از هزینههای خانوار معمولی، قیمت بالاتر ممکن است رفتار آنها را تغییر ندهد. خطر زمانی خواهد آمد که قیمت سوخت در چیزهای دیگر ظاهر شود.
به عنوان مثال، تولید و توزیع مواد غذایی به سوخت زیادی نیاز دارد. بلیت هواپیما مثال دیگری است. اما شرکتهای بزرگ هزینههای خود را پوشش میدهند و قیمتها را ماهها یا سالها از قبل قفل میکنند. بنابراین این فرآیند کند دیگری است. بستگی به این دارد که جنگ چگونه پیش برود، اما فکر میکنم رکود هنوز مدتی طول میکشد.
بیشترین توجه به قیمت بنزین است، اما کود مسئله دیگری است. بیشتر آن از تنگه هرمز عبور میکند. اگر عرضه محدود شود چه اتفاقی میافتد؟ اگر جنگ ادامه یابد چه کاری میتوان انجام داد؟
جنگ بیش از صادرات نفت و گاز تأثیر میگذارد. کشورهای خلیج فارس همچنین قادر به حمل چیزهایی مانند اسید سولفوریک که برای تصفیه مس ضروری است، یا هلیومی که در تولید میکروچیپ و دستگاههای MRI استفاده میشود، نیستند. اینها بازارهای بسیار کوچکتری نسبت به نفت هستند، اما در بخشهای خاصی حیاتی هستند.
کود مشکلی است، زیرا برای تولید آمونیاک به گاز طبیعی نیاز دارید. فرآیند هابر-بوش که این را ممکن میسازد، یک قرن پیش کشاورزی جهانی را متحول کرد. این جنگ اکنون عرضه ما از مؤلفه کلیدی را میسوزاند. بدتر از آن، بسیاری از ظرفیت دیگر در روسیه و چین است. با گذشت زمان، تولید کود میتواند به مکانهایی با منابع گاز طبیعی ایمنتر منتقل شود. اما قیمت کود احتمالاً در این مدت بسیار افزایش خواهد یافت و به قیمت مواد غذایی منتقل خواهد شد.
ترامپ جهان را سازماندهی مجدد کرده است اما نمیداند، درست است؟
اگر حملونقل خلیج فارس مسدود بماند، ممکن است به این صورت باشد. دولتها و مشاغل دیگر باید این اختلال را دور بزنند. اگر ترامپ آنها را مجبور به تطبیق با راههای جدید کند، ممکن است به راههای قدیمی برنگردند. این تأثیراتی بسیار فراتر از انرژی خواهد داشت. جلوگیری از این امر نیاز به بازگشایی مجدد تنگه دارد، به این معنی که ایران باید یا شکست بخورد یا متقاعد شود که تهدید کشتیها را متوقف کند. این استاندارد بسیار بالایی است زیرا کشتیها بدون بیمه حرکت نمیکنند و بیمهگران در مناطق جنگی فعال پوشش نمینویسند.
شاید بهترین قیاس نباشد اما من این را با جنگ ویتنام مقایسه میکنم. در آن زمان، تمام بمبارانهای فرشای ما تسلیم را اجبار نکرد زیرا ویتکنگ میتوانست به سادگی به تونلهای خود عقبنشینی کند و در جای دیگری ظاهر شود. به طور مشابه، سپاه پاسداران واحدهای موشکی و پهپادی کوچکی دارد که در هزاران مایل مربع پراکندهاند. آنها نیازی به غرق کردن هیچ کشتی ندارند؛ نزدیک شدنهای گاه به گاه برای متوقف کردن جریان کافی است. حذف این تهدید سخت خواهد بود. همچنین ارزش توجه دارد که بیشتر این کشتیها به آسیا میروند، نه ایالات متحده. آنجاست که اقتصاد ابتدا رنج خواهد برد. اما به صورت جهانی گسترش خواهد یافت، مگر اینکه این به نحوی به زودی پایان یابد.